تبلیغات
سپاه قدس - اطلاعات‌جالب درباره‌حاج‌قاسم‎

ابزار هدایت به بالای صفحه

 
دوشنبه 17 شهریور 1393 :: نویسنده : sepahqods

نوشتن درباره او که اواسط شهریور ۱۳۷۹ از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان دومین فرمانده نیروی قدس منصوب و در سال ۱۳۹۰ با ارتقاء درجه، چهاردهمین سرلشکر انقلاب شد، او که قدرت را می‌فهمد، حریفان را به خوبی می‌شناسد، اهل ریسک کردن است و بر خلاف برخی، کمتر با استخاره تصمیم می‌گیرد، سخت است.

شاید برای مخاطب، خواندن اینکه گاردین می‌گوید «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند» ‌یا نگاه موسسه پژوهش‌های راهبردی «آمریکن اینترپرایز» که گفته است: «ژنرال سلیمانی یک عملگراست و در رویارویی با مشکلات تاکتیکی توانایی رهبری خود را ثابت کرده است»، تکراری باشد.

همچنین بازخوانی تاکتیک‌های مؤثر و موفق سردار سلیمانی در پیروزی مقاومت اسلامی و در جنگ ۳۳ روزه لبنان (حرب تموز) و ۲۲ روزه و ۸ روزه فلسطین یا تدابیر راهبردی‌اش در پرونده سیاسی عراق و افغانستان نیاز به طرح مقدمات فراوانی دارد و جایش در رسانه‌های تخصصی است و به نظر نمی‌رسد در حوصله مخاطب باشد.

شاید بیش از همه مطالبی که پیش‌تر در رسانه‌ها منتشر شده، ‌برای مخاطب جذاب است که بداند اختلافات فرمانده نیروی قدس با محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق از کجا نشأت گرفت و چگونه قوام یافت و سرانجامش چه شد.

یا این که چرا «جلال طالبانی» در دیدار محمود احمدی‌نژاد، اول با «حاج قاسم» سلام و احوالپرسی کرد.

یا این که وقتی فرمانده سپاه قدس در بغداد با «طالبانی» گفت‌وگو می‌کرد و اوباما تماس تلفنی گرفت، او در پاسخ شوخ طبعی «مام جلال» خطاب به «اوباما» چه گفت.

مردمی که امروز به رسانه‌‌های مختلف «فیلتر شده و فیلتر نشده» و «پارازیت‌دار و پارازیت‌ندار» دسترسی دارند، برای‌شان مهم است بدانند رابطه «حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس» با «بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه» از روز اول بحران اجتماعی و بعدتر، آغاز جنگ داخلی تا امروز که سوریه توانسته است سایه تهاجم خارجی را پس بزند، چگونه است؟

مخاطب ایرانی می‌خواهد بداند «او» چگونه این قدر راحت به عراق، سوریه و لبنان و روسیه و ترکیه و چین و افغانستان و سایر نقاط جهان سفر می‌کند.

مردم می‌خواهند بدانند چقدر فاصله از آخرین خداحافظی «حاج قاسم» و «حاج رضوان» گذشت و او چگونه خبر شهادت «عماد مغنیه» دوست و فرمانده عملیاتی‌اش را شنید.

مردم می‌خواهند بدانند فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله چگونه برای تشییع پیکر مادرش خود را به ایران رساند.

البته اینکه چرا حاج قاسم بیش از «سردار احمد وحیدی» (فرمانده سابق نیروی قدس سپاه) در افکار عمومی مطرح است را باید در گسترش رسانه‌های داخلی و البته تبلیغات خارجی جست‌وجو کرد.

ایرانی که در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ خورشیدی به یک قدرت بانفوذ و مؤثر منطقه‌ای تبدیل شده بود، باعث برانگیخته شدن خیلی‌هایی شد که پیشتر در خاورمیانه برای خود جایگاهی متصور بودند.

از سوی دیگر پیروزی «جنبش مقاومت اسلامی حزب‌الله لبنان» در جنگ تموز (۳۳ روزه) بر رژیم صهیونیستی نه تنها تل‌آویو را شوکه کرد که آمریکایی‌های سرمست را از فتح افغانستان و درگیر در عراق را که خواب «زایش خاورمیانه جدید» دیده بودند را نیز بهت‌زده کرد.

آمریکایی‌ها که پیشتر طعم تدبیر «سلیمانی» را در عراق چشیده بودند و نتوانسته بودند در عرصه سیاسی دستاورد چندانی داشته باشند، پیش و بیش از سایرین درباره حاج قاسم به تحقیق پرداختند و سعی کردند با ترساندن اعراب، او را «مبدع هلال شیعی» بدانند.

اما این پیروزی در جنگ ۳۳ روزه بود که نام «قائد فیلق القدس الایرانی العمید قاسم سلیمانی» را به صورت وسیعی در رسانه‌های جهانی مطرح کرد.

از سوی دیگر آمریکایی‌ها که هر روز وضعیت بحرانی‌تری در عراق پیدا می‌کردند، حملات تبلیغاتی خود را علیه فرمانده سپاه قدس ایران شدت بخشیدند و ناخواسته او را به چهره اول صحنه زورآزمایی خاورمیانه تبدیل کردند.

از آسیای میانه و افغانستان و پاکستان تا مدیترانه، جنوب شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا، هر جا که آنها نتیجه نمی‌گرفتند، این فرمانده کرمانی را که حالا به او «اللواء الایرانی» می‌گفتند، مسئول می‌دانستند. آنها کار را به جایی رساندند که برخی از فرماندهان نظامی‌شان، خواستار ترور او شدند. با آغاز موج تغییرات در جهان عرب و شمال آفریقا این موجه رسانه‌ای شدت بیشتر یافت به طوری که رسانه‌های مصری گردشگران ایرانی را نیروهای قاسم سلیمانی خواندند و با بالا گرفتن بحران سوریه، او را فرمانده اصلی ارتش سوریه اعلام کردند.

نخستین حس من از «حاج قاسم» را این خاطره شکل داد که وقتی «حاج همت» ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ در جزیره مجنون درگیر بود و اکثر بچه‌های لشکر ۲۷ شهید شده بودند، پیش «حاج قاسم» رفت تا یک گروه از رزمندگان لشکر ۴۱ را به کمکش بفرستد و بچه‌ها را جمع و جور کند؛ «حاج قاسم» در جواب یک گردان نیرو روانه موقعیت لشکر حضرت رسول می‌کند و وقتی «حاج همت‌» را می‌بیند، فرمانده عملیاتش را مأمور می‌کند تا حاجی را برساند که در راه «حاج همت‌» شهید می‌شود.

این را «محمدمهدی» پسر بزرگ سردار شهید «حاج محمدابراهیم همت» می‌گوید.

هنگامی که از «داوود کریمی» تنها پسر سردار شهید «عباس کریمی» جانشین بعدی «حاج همت» می‌پرسند: نخستین تصویر و حس شما از «حاج قاسم» چیست، می‌گوید: وقتی با سایر فرزندان شهدا به دیدن حاجی رفتیم، یک یک بچه‌ها را بغل می‌کرد و سعی داشت بدون این که کسی ما را معرفی کند، بشناسدمان. وقتی من را بغل کرد گفت: تو حتما پسر «عباس» هستی؛ خیلی شبیه پدرت هستی. حس خوب و ماندگاری بود که دوست بابا، مرا این چنین شناخت.

حاج قاسم سلیمانی در تمام سال‌های بعد از جنگ رابطه‌اش را با خانواده‌های معظم شهدا حفظ کرد، حتی در شدیدترین بحران‌ها، او تعاملش را با خانواده معظم شهدا تقویت کرد.

علاوه بر روحیات فردی و شخصیتی و مردم‌داری و بی‌تکلفی‌اش در تعامل با مردم، دلیل اصلی محبوبیت او را باید در نگاه ملی و فراجناحی‌اش به موضوعات و رویدادها جست‌وجو کرد.

در نگاه قاسم سلیمانی، «ایران» اصالت دارد و نه دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی. او با عملش نشان داده که سرباز بی‌ادعای میهن است و بیش از آن که سخن بگوید، فکر می‌کند و عمل.

مردم و به خصوص جوانان دل زده از سیاست، این روزها وجود قاسم سلیمانی را به عنوان یک «قهرمان ملی» بیش از گذشته لازم می‌دانند به همین دلیل نگاهی مشتاقانه به وی دارند

عملکرد واقع‌گرایانه و به دور از افراط و تفریط فرمانده سابق لشکر ۴۱ ثارالله نشان داده، «سلیمانی» به جای درگیر شدن روی مسائل حاشیه‌ای و زودگذر سیاسی، توان و انرژی خود را بر مسائل اصلی که همان عظمت و اقتدار و گسترش نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی است متمرکز کرده.

فرمانده شجاع سپاه قدس ایران عملا ثابت کرده مورد اعتماد و احترام تمام گروه‌‌های سیاسی است و نظراتش را به راحتی به چهره‌های سیاسی منتقل می‌کند، همان گونه که در هفته بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به دیدار یکی از چهره‌های اصلی اصلاح‌طلبان رفت.






نوع مطلب :
برچسب ها :




سپاه قدس
اگر از سرهایمان كوه ها بسازند در كتاب های تاریخ نخواهند خواند امام خامنه ای تنها ماند.
درباره وبلاگ

(هیچ جا امن تر از لانه گرگ نیست)


همه ما قاسم سلیمانی هستیم.
We’re all Qassem Suleimani.
نحن جمیعاً قاسم سلیمانی.
כולנו, קאסם סוליימני.
Nous sommes tous, Qassem Suleimani.
Wir sind alle, Qassem Suleimani.
Siamo tutti, Qassem Suleimani.
Мы все, Касем Suleimani.
ہم سب ہیں،قاسم سلیمانی.
Biz, tüm Kassam Süleymani konum.
हम सभी कर रहे हैं, Qassem Suleimani.
Είμαστε όλοι, Qassem Suleimani.
Vi er alle, Qassem Suleimani.
Lorem omnes Qassem Suleimani.
Sisi ni wote, Qassem Suleimani.
Сви смо, Кассем Сулејмани.

آری؛
همه ما قاسم سلیمانی هستیم.


sepahqods@yahoo.com

مدیر وبلاگ : sepahqods
نویسندگان
آمار وبلاگ